قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4350
تاريخ الفي ( فارسى )
امان داده است و من به اين كار آمدهام . » محمد شاه پيغام داد كه « به عهد امير يساول اعتماد كرده ، مىآيم ؛ چه ، من به حكم ملك فخر الدين به قتل امير دانشمند قيام نمودم و ملك فوت شد . اكنون هرجا كه نوكر باشم به وفادارى قيام خواهم نمود . » و بوجاى چون اين خبر شنيد ، انديشه كرد كه اگر محمد شاه نزد محمد دولاداى رود ، سعى او عبث خواهد شد و فتح به نام محمد دولاداى شود . پس كس نزد محمد شاه فرستاد كه « من از خون پدر خود گذشتم . اگر نزد من مىآيى گناه تو را عفو مىكنم . » و محمد شاه طلب عفونامه كرد . به موجب التماس او عهدنامهاى به خطوط جميع امرا كه همراه بوجاى بودند به درون فرستادند . و محمد شاه و تاج الدين يلدوز آمده بوجاى را ملازمت كردند . بوجاى ايشان را نوازش كرده رخصت معاودت به قلعهء ارگ داد . چون ايشان معاودت نمودند ، بوجاى به شهر هرات درآمده و ديوارهاى برج و باره را بينداخت و مردم شهر را از شهر بيرون كرد . در اين اثنا ، امير يساول با پنج هزار كس ايلغار كرده رسيد . كس نزد محمد شاه فرستاد كه « خراسان را من حاكمم و بوجاى قصد قتل تو را دارد . نزد من مىبايد آمد كه از آفات محفوظ مانى . » محمد شاه با تمام سكان حصار نزد امير يساول رفت . امير يساول مجموع ايشان را گرفته به امير بوجاى سپرد و غنايم قلعهء ارگ را متصرف شد و كس نزد بوجاى فرستاد كه « يرليغ پادشاه بر اين موجب است كه كشندگان پدر خود را كشته از خراسان بيرون روى . » بوجاى بالضروره كوچ كرد و تاج الدين يلدوز را با سى كس از مردم قلعهء ارگ در سر پل مالان هرات به قتل آورد و محمد شاه را زنده نگاه داشت . و از آنجا كوچ كرد . امير يساول چون خلاف عهد با محمد شاه كرده بود و به حيات او راضى نبود ، سعى كرد تا محمد شاه را بوجاى كشت . بعد از قتل آن جماعت ، خراسان امن و امان شد و از هيچ طرف فتنه نماند . و در سنهء هفتصد و شش [ هجرى ] كه دوآ خان پسر براق خان حاكم بالإستقلال الوس جغتاى خان شده بود ، به علت سرسام درگذشت و امراى او پسرش كونجاك « 1 » خان را از بارس كول بياوردند و بر مسند شهريارى نشاندند . كونجاك يكبارگى ولايت را از سر اولاد قايدو خلاص كرد و تمام ايل و الوس قايدو را برانداخت و مملكتش را داخل ممالك الوس جغتاى خان گردانيد . و در اين سال ملك نايب غلام علاء الدين كه به ديوگير رفته بود ، آن ولايت را فتح كرد . رام ديو را با فرزندان و اهل و عيال و خزانه و ملك خانه به دست آورد و ديولوى « 2 » كه دول
--> ( 1 ) . متن : كونجك . ( 2 ) . م : ديولدى .